مرا دوست نمےداشت

مرا دوست نمےداشت

 نه ،

 از تنهایےاش مےترسید

 مثل باغبانے ڪه از وحشت گرسنگے خویش

 به درختے آب مےداد

/ 4 نظر / 18 بازدید
روزالی پیرسون

عشق رازی است مقدس برای آنان که عاشقند، عشق برای همیشه بیکلام میماند، اما برای کسانی که عشق نمی ورزند، عشق شوخی بی رحمانه ای پیش نیست

روزالی پیرسون

دوست ها تیکه های پازل اند، اگه یکیش کم بشه هیچی جاشو نمیگیره و اون پازل هیچوقت کامل نمیشه، تو یکی از همون تیکه هایی که من هیچوقت گمت نمیکنم

روزالی پیرسون

زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست، امتحان ریشه هاست، ریشه من هرگز اسیر باد نیست، زندگی چون پیچکیست، انتهایش میرسد پیش خدا